تبليغاتX
بَقيَّةُ الله

بَقيَّةُ الله

سخنانى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) درباره حضرت مهدى (عليه السلام)

                              

والذى بعثنى بالحق بشيراً لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد، لطول الله ذلك اليوم

 حتى يخرج فيه ولدى المهدى، فينزل روح الله عيسى بن مريم فيصلى خلفه،

وتشرق الارض بنور ربها، ويبلغ سلطانه المشرق والمغرب

سوگند به آن كسى كه مرا به حق براى بشارت (به رحمت خويش) مبعوث فرموده، اگر جز يك روز از عمر عالم باقى نماند، هرآينه خداوند آن روز را آن چنان طولانى سازد تا در آن روز فرزندم مهدى از پرده غيبت خارج گردد، سپس روح الله عيسى بن مريم نازل گردد و پشت سر او نماز گذارد، و زمين به نور پروردگارش (از ظلمتهاى ظلم و تاريكيهاى فساد و جهل) به روشنائى گرآيد، و قدرت و حكومت او تا شرق و غرب عالم گسترش يابد.

 

كمال الدين، ص 163.

 يكون فى امتى المهدى، تنعم امتى فى زمانه نعيماً لم يتنعم مثله قط

 

مهدى در امت من است و امتم در عصر او از موهبت و نعمت فراوان برخوردار گردند بگونه اى كه هيچ گاه آن چنان بهره مند نشده باشند.

 

الزام الناصب، ص 163.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:48  توسط سید سلمان هاشمی  | 

فضيلت ماه شعبان

                    

               

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَلَا إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اللَّهِ الْأَصَمُّ وَ هُوَ شَهْرٌ عَظِيمٌ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْأَصَمَّ لِأَنَّهُ لَا يُقَارِبُهُ شَيْ‏ءٌ مِنَ الشُّهُورِ حُرْمَةً وَ فَضْلًا عِنْدَ اللَّهِ وَ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُعَظِّمُونَهُ فِي جَاهِلِيَّتِهِمْ فَلَمَّا جَاءَ الْإِسْلَامُ لَمْ يَزْدَدْ إِلَّا تَعْظِيماً وَ فَضْلًا أَلَا إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اللَّهِ وَ شَعْبَانَ شَهْرِي وَ رَمَضَانَ شَهْرُ أُمَّتِي‏

پيامبر خدا (ص)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصم» است و بدان سبب آن را «اصم» ناميدند که هيچ ماهى به پيه عظمت آن نمى رسد، مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد که رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است،

وسائل‏الشيعة ج : 10 ص 475

      

رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله : مَن أحيا لَيلةَ العِيدِ ولَيلةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ ، لَم يَمُتْ قَلبُهُ يَومَ تَموتُ القُلوبُ  .
 -
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه شب عيد (فطر و قربان) و شب نيمه شعبان را احيا كند ، در آن روزى كه دلها مى ميرند ، دل او نميرد .

ثواب الأعمال : ١/١٠٢/٢

        

  الإمامُ الرِّضا عليه السلام : كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام لايَنامُ ثلاثَ ليالٍ : لَيلةَ ثلاثٍ وعِشرِينَ مِن شَهرِ رَمَضانَ ، ولَيلةَ الفِطرِ ، ولَيلةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ ، وفيها تُقسَمُ الأرزاقُ والآجالُ وما يَكونُ في السَّنَةِ  .
 -
امام رضا عليه السلام : امير المؤمنين عليه السلام سه شب را نمى خوابيد : شب بيست و سوم ماه رمضان ، شب عيد فطر و شب نيمه ماه شعبان ؛ در اين شبها ، روزيها تقسيم و مدّت عمر و هر آنچه در آن سال رخ خواهد داد ، تعيين مى شود .

البحار :٩٧ / ٨٨ / ١٥

منبع:حدیث نت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 21:33  توسط سید سلمان هاشمی  | 

ولادت سرور وسالار شهیدان مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 15:20  توسط سید سلمان هاشمی  | 

بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در «زبور داوود»

     

در زبور حضرت داود(عليه السلام) كه تحت عنوان «مزامير» در لابلاى كتب «عهد عتيق» آمده، نويدهايى در باره ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) به بيانهاى گوناگون داده شده است و مى توان گفت: در هر بخشى از «زبور» اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدى از پيروزى صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهانى و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.

 

و جالب توجّه اين كه، مطالبى كه قرآن كريم در باره ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از «زبور» نقل كرده است عيناً در زبور فعلى موجود و از دست برد تحريف و تفسير مصون مانده است.

 

قرآن كريم چنين مى فرمايد:

 

(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحوُنَ).(1)

 

«ما علاوه بر ذكر (تورات) در «زبور» نوشتيم كه (در آينده) بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد».

 

مقصود از «ذكر» در اين آيه شريفه، تورات موسى(عليه السلام) است كه زبور داود(عليه السلام)پيرو شريعت تورات بوده است.

 

 اين آيه مباركه از آينده درخشانى بشارت مى دهد كه شرّ و فساد به كلّى از عالم انسانى رخت بر بسته، و اشرار و ستمكاران نابود گشته اند، و وراثت زمين به افراد پاك و شايسته منتقل گرديده است. زيرا كلمه «وراثت و ميراث» در لغت، در مواردى استعمال مى شود كه شخص و يا گروهى منقرض شوند و مال و مقام و همه هستى آنها به گروهى ديگر به وراثت منتقل شود.

 

به هر حال، طبق روايات متواتره اسلامى ـ از طريق شيعه و سنّى ـ اين آيه شريفه مربوط به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) مى باشد، و قرآن كريم اين مطلب را از زبور حضرت داود (عليه السلام) نقل مى كند، و عين همين عبارت در زبور موجود است. و اينك متن زبور:

 

«(9) زيرا كه شريران منقطع مى شوند. امّا متوكّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. (10) و حال اندكست كه شرير نيست مى شود كه هر چند مكانش را جستجو نمايى ناپيدا خواهد بود (11) امّا متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتى متلذّذ خواهند شد (12) شرير بخلاف صادق افكار مذمومه مى نمايد، و دندانهاى خويش را بر او مى فشارد (13) خداوند به او متبسّم است چون كه مى بيند كه روز او مى آيد (14) شريران شمشير را كشيدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكين را بيندازند، و كمانهاى ايشان شكسته خواهد شد (16) كمى صدّيق از فراوانى شريران بسيار بهتر است. (17) چون كه بازوهاى شريران شكسته مى شود و خداوند صدّيقان را تكيه گاه ا ست (18).

(1)سوره انبياء، آيه 105.

 

منبع:امام مهدی                                                                                         

                                          

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 21:50  توسط سید سلمان هاشمی  | 

یکی از آداب استجابت دعا

حضرت امام جعفر صادق  (عليه السلام) :

 هرگاه خواهي دعا كني پس خداي متعال را تمجيد و سپاسگزاري كن و او را تسبيح و تهليل بگو و او را ثناي گوي ( و ستايش كن ) و بر محمد (ص ) و آل او صلوات فرست سپس درخواست كن تا به تو داده شود.

اصول كافي ، ج 4 ، ص 238

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 21:12  توسط سید سلمان هاشمی  | 

شعبان ماه پیامبر صلی الله علیه وآله

 

حلول ماه پر خير و بركت و با فضيلت شعبان

بر دلدادگان اهل بيت عليهم السلام و منتظران ظهورآقا تبريك و تهنيت باد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 20:3  توسط سید سلمان هاشمی  | 

آب حیات

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 21:2  توسط سید سلمان هاشمی  | 

یا ابا صالح المهدی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:40  توسط سید سلمان هاشمی  | 

یا بقیه الله

 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:1  توسط سید سلمان هاشمی  | 

یا مولای

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 18:29  توسط سید سلمان هاشمی  | 

انتظار

 

دوستان سئوالی که تو ذهن بعضیها پیش میاد اینه که بذاریم دنیا پرازظلم وفساد بشه تا آقامون ظهور کنه

جوابی که به نظر می رسه  اینه که  امر به معروف ونهی از منکر که مهمترین وظیفه مايه اونم مثل نماز وروزه واجبه چی میشه؟

پس تا می تونیم نباید بزاریم فساد وظلم رواج پیدا کنه اين اولا

در ثانی درسته که ما انتظار مهدی فاطمه را می کشیم تا آقامون بیاد ولی در واقع اوست که منتظرماست که خود را پاک ولایق ظهور او بدونیم تا آقا ظهور کنه آقا هم احتیاج به سرباز داره  آونم نه فقط 313 نفر (فرماندهان لشکر)

آقا اگه ببینه سربازاش آماده ان میاد

پس میشه بگیم که او منتظمونه نه فقط ما منتظر اونیم 

 

باشد که از منتظران واقعی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه باشیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:32  توسط سید سلمان هاشمی  | 

مصلح جهاني در گفتار پیامبر صلى الله عليه وآله

 

قال رسول الله صلى الله عليه وآله :

  طوبى لمن أدرك قائم أهل بيتي وهو يأتم به في غيبته قبل قيامه ويتولى أولياءه ، يعادي أعداءه ، ذلك من رفقائي وذوي مودتي وأكرم أمتي علي يوم القيامة

از امام صادق عليه السلام منقول است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند : خوشا به حال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك كند و به او اقتدا كند قبل از قيامش تابع ائمه هدايت باشد و از دشمنانشان بيزارى بجويد ايشان رفيقان من هستند و گراميترين افراد امت نزد من مى باشند .

كمال الدين ـ شيخ صدوق ص287

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 20:22  توسط سید سلمان هاشمی  | 

یکی دیگر از معجزات آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 تشرف محمد بن عيسى بحرينی

جمعى از موثقين نقل كردند: مـدتـى بـحرين تحت نفوذ خارجيان بود.

آنها مردى از مسلمانان را حاكم بحرين كردندتا شايد به علت حكومت كردن شخصى مسلمان , آن جا آبادتر شود و به حالشان مفيدتر واقع گردد.

آن حـاكـم از نـاصـبـيان (كسانى كه با اهل بيت پيامبر اكرم (ع ) دشمنى مى ورزند) بود اووزيرى داشـت كـه در عـداوت و دشـمنى از خودش شديدتر بود و پيوسته نسبت به اهل بحرين , به خاطر مـحـبـتشان به اهل بيت رسالت (ع ), دشمنى مى نمود و هميشه به فكرحيله و مكر براى كشتن و ضرر رساندن به آنها بود.

روزى وزيـر بر حاكم وارد شد و انارى كه در دست داشت به حاكم داد.

حاكم وقتى دقت كرد, ديد بر آن انار اين جملات نوشته شده است لااله الا اللّه محمد رسول اللّه و ابوبكر و عمر و عثمان و على خلفاء رسول اللّه .

اين نوشته بر پوست انار بود, نه آن كه كسى با دست نوشته باشد.

حاكم از اين امر تعجب كرد و به وزير گفت : اين انار نشانه اى روشن و دليلى قوى برابطال مذهب رافضه (نام شيعيان در نزد اهل سنت ) است .

حال نظر تو درباره اهل بحرين چيست ؟ وزير گفت : اينها جمعى متعصب هستند كه دليل و براهين را انكار مى كنند, سزاواراست ايشان را حـاضـر كنى و انار را به آنها نشان دهى .

اگر قبول كردند و از مذهب خوددست كشيدند, براى تو ثواب و اجر اخروى عظيمى خواهد داشت و اگر از برگشتن سر باز زدند و بر گمراهى خود باقى ماندند, يكى از سه كار را با آنها انجام بده : يا باذلت جزيه بدهند, يا جوابى بياورند - اگر چه جوابى نـدارنـد - يـا آن كـه مردان ايشان رابكش و زنان و اولادشان را اسير كن و اموال آنها را به غنيمت بردار.

حـاكـم نـظر وزير را تحسين نمود و به دنبال علماء و دانشمندان و نيكان شيعه فرستاد وايشان را حاضر كرد.

انار را به آنها نشان داد و گفت : اگر جواب كافى در اين زمينه نياورديد, مردان شما را مـى كـشم و زنان و فرزندانتان را اسير مى كنم و اموال شما رامصادره مى كنم و يا آن كه بايد جزيه بدهيد.

وقتى شيعيان اين مطالب را شنيدند, متحير گشته و جوابى نداشتند, لذا رنگ چهره هايشان تغيير كـرد و بـدنـشـان به لرزه درآمد, با اين حال گفتند: اى امير سه روز به ما مهلت بده , شايد جوابى بـياوريم كه تو به آن راضى شوى .

اگر نياورديم , آنچه رامى خواهى , انجام بده .

حاكم هم تا سه روز ايشان را مهلت داد.

آنها با ترس و تحير از نزد او خارج شدند و در مجلسى جمع شدند تا شايد راه حلى پيدا كنند.

در آن مجلس بر اين موضوع نظر دادند كه از صلحاء بحرين ده نفر راانتخاب كنند.

اين كار را انجام دادند.

آنـگاه از بين ده نفر, سه نفر را انتخاب نمودند.

بعد به يكى از آن سه نفر گفتند: تو امشب به طرف صـحـرا برو و خدا را عبادت كن و به امام زمان حضرت صاحب الامر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف اسـتـغاثه نما, كه او حجت خداوند عالم و امام زمان ماست .

شايد آن حضرت راه چاره را به تو نشان دهند.

آن مـرد از شـهـر خارج شد و تمام شب , خدا را عبادت كرد و گريه و تضرع نمود و او راخواند و به حضرت صاحب الامر (ع ) استغاثه نمود تا صبح شد, ولى چيزى نديد.

به نزد شيعيان آمد و ايشان را خبر داد.

شـب دوم ديگرى را فرستادند.

او هم مثل نفر اول , تمام شب را دعا و تضرع نمود اماچيزى نديد, و برگشت , لذا ترس و اضطرابشان زيادتر شد.

سومى را احضار كردند.

او مردى پرهيزگار به نام محمد بن عيسى بود.

شب سوم باسر و پاى برهنه به صحرا رفت .

آن شب , شبى بسيار تاريك بود.

ايشان به دعا و گريه مشغول و به حق تعالى متوسل گـرديد و درخواست كرد كه آن بلا و مصيبت را از سرمؤمنين رفع كند و به حضرت صاحب الامر (ع ) استغاثه نمود.

وقتى آخر شب شد, شنيد كه مردى با او صحبت مى كند و مى گويد: اى محمد بن عيسى چرا تو را به اين حال مى بينم ؟ و چرا به اين بيابان آمده اى ؟ گفت : اى مرد مرا رها كن , كه براى امر عظيمى بيرون آمده ام و آن را جز به امام خود,نمى گويم و جز نزد كسى كه قدرت بر رفع آن داشته باشد, شكايت نمى كنم .

فرمود: اى محمد بن عيسى , من صاحب الامر هستم , حاجت خود را ذكر كن .

محمد بن عيسى گفت : اگر تو صاحب الامرى , قصه ام را مى دانى و احتياج به گفتن من نيست .

فرمود: بلى , راست مى گويى .

تو به خاطر بلايى كه در خصوص آن انار بر شما واردشده است و آن تهديداتى كه حاكم نسبت به شما انجام داده , به اين جا آمده اى .

مـحـمد بن عيسى مى گويد: وقتى اين سخنان را شنيدم , متوجه آن طرفى شدم كه صدامى آمد.

عرض كردم : بلى , اى مولاى من .

تو مى دانى كه چه بلايى به ما وارد شده است .

تويى امام و پناهگاه ما و تو قدرت برطرف كردن آن بلا را دارى .

حـضـرت فـرمـودند: اى محمد بن عيسى , در خانه وزير لعنه اللّه درخت انارى هست .

وقتى كه آن درخت بار گرفت , او از گل , قالب انارى ساخت و آن را دو نيم كرد.

درميان هر يك از آن دو نيمه , بـعـضـى از آن مطالبى كه الان روى انار هست نوشت .

در آن وقت انار هنوز كوچك بود, لذا همان طورى كه بر درخت بود, آن را در ميان قالب گل گذاشت و بست .

انار در ميان قالب بزرگ شد و اثر نوشته در آن ماند و به اين صورت كه الان هست درآمد.

حال صبح كه به نزد حاكم مى رويد, به او بگو من جواب را باخود آورده ام , ولى نمى گويم مگر در خانه وزير.

وقـتى كه وارد خانه وزير شدى , در طرف راست خود, اتاقى خواهى ديد.

به حاكم بگو, جواب را جز در آن اتـاق نـمـى گويم , در اين جا وزير مى خواهد از وارد شدن تو به آن اتاق ممانعت كند, ولى تو اصرار كن كه به اتاق بروى و نگذار كه وزير تنها و زودترداخل شود, يعنى تو اول داخل شو.

در آن جا طاقچه اى خواهى ديد كه كيسه سفيدى روى آن هست .

كيسه را باز كن .

در آن كيسه قالبى گلى هـسـت كـه آن ملعون (وزير)نيرنگش را با آن انجام داده است .

آن انار را در حضور حاكم در قالب بگذار تا حيله وزير معلوم شود.

اى مـحـمـد بن عيسى , علامت ديگر اين كه , به حاكم بگو معجزه ديگر ما آن است كه وقتى انار را بشكنيد غير از دود و خاكستر چيزى در آن مشاهده نخواهيد كرد, و بگواگر مى خواهيد صدق اين گـفـتـه مـعـلوم شود, به وزير امر كنيد كه در حضور مردم انار رابشكند.

وقتى اين كار را كرد آن خاكستر و دود بر صورت و ريش وزير خواهدنشست .

محمد بن عيسى وقتى اين سخنان را از امام مهربان و فريادرس درماندگان شنيد,بسيار شاد شد و در مقابل حضرت زمين را بوسيد, و با شادى و سرور به سوى شيعيان بازگشت .

صبح به نزد حاكم رفتند و محمد بن عيسى آنچه را كه امام (ع ) به او امر فرموده بودند, انجام داد

و آن معجزاتى كه حضرت به آنها خبر داده بودند, ظاهر شد.

حاكم رو به محمد بن عيسى كرد و گفت : اين مطالب را چه كسى به تو خبر داده است ؟ گفت : امام زمان و حجت خدا بر ما.

گـفت : امام شما كيست ؟ او هم ائمه (ع ) را يكى پس از ديگرى نام برد, تا آن كه به حضرت صاحب الامر (ع ) رسيد.

حاكم گفت : دست دراز كن تا با تو بر اين مذهب بيعت كنم : گواهى مى دهم كه نيست خدايى جز خداوند يگانه و گواهى مى دهم كه محمد (ص ) بنده و رسول اوست وگواهى مى دهم كه خليفه بـلافـصـل آن حـضـرت , امـيـرالـمـؤمنين على بن ابيطالب (ع )است .

بعد هم به هر يك از امامان دوازده گـانـه اقـرار نـمـود و ايـمـان آورد.

سـپس دستورقتل وزير را صادر كرد و از اهل بحرين عذرخواهى نمود.

اين قضيه و قبر محمد بن عيسى نزد اهل بحرين مشهور است و مردم او را زيارت مى كنند ((۱)).

۱- كمال الدين ج 2, ص 193, س 31.

منبع:امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:20  توسط سید سلمان هاشمی  | 

زندگى شخصى وكيفيت معيشت امام زمان (ع)

ازدواج حضرت

محورى كه (ع)پيرامون زندگى شخصى وكيفيت معيشت امام زمان (ع) مطرح است، مسأله ازدواج و زن و فرزند حضرت است .

سه احتمال وجود دارد:1. اساساً حضرت ازدواج نكرده است2. ازدواج انجام گرفته، ولى اولاد ندارد 3.ازدواج كرده و داراى فرزندانى نيز هست.

اگر احتمال اول را بپذيريم، لازمه اش اين است كه امام معصوم (ع) يكى از سنت هاى مهم اسلامي را ترك كرده باشد و اين باشان امام سازگار نيست. اما از طرفى ديگر چون مسأله غيبت، اهم است وازدواج مهم، ترك ازدواج با توجه به آن امر مهم تر، اشكالى را ايجاد نمي کند.

اما احتمال دوم كه اصل ازدواج را بپذيريم بدون داشتن اولاد، جمع مي کند بين انجام سنت اسلامي وعدم انتشار مكان و موقعيت حضرت اما باز اين اشكال باقى است كه اگر قرار باشد، آن حضرت شخصى را به عنوان همسر برگزيند، يا بايد بگوييم كه عمر او نيز مانند عمر حضرت طولآنى است كه بر اين امر دليلى نداريم، يا اين كه بگوییم مدتى با حضرت زندگى كرده واز دنيا رفته است كه در اين صورت، حضرت به سنت حسنه ازدواج عمل كرده وپس از آن، تنها و بدون زن و فرزند زندگى را ادامه مي دهد.

احتمال سوم آن است كه آن حضرت ازدواج كرده و داراى اولاد نيز هست واولاد آن حضرت(1) نيز فرزندانى دارند. اين مسأله، افزون بر آنكه دليل محكمي ندارد، اشكال اساسى آن اين است كه اين همه اولاد واعقاب، بالاخره روزى در جست وجوى اصل خويش مي افتند وهمين كنجكاوى وجست وجو، مسأله را به جايى باريك مي كشاند كه با فلسفه غيبت حضرت، سازگار ندارد(2)

ما در اين جا روايات وادله اى كه وجود همسر وفرزند براى حضرت را اثبات مي کند مي آوريم،اما صحت و سقم بسيارى از آنها در جاى خود بحث شده و در بسيارى موارد، سخن از احتمال است كه استدلال با آن، تمام نيست. در رابطه با همسر با همسران حضرت، تنها يك روايت است كه سرنخى به دست مي دهد و آن روايتى است كه مرحوم كفعمي دركتاب شريف مصباح، نقل كرده است. بر اساس آن، همسر حضرت يكى از دخترهاى ابى لهب است (3)

و در رابطه با اولاد آن حضرت رواياتى هست كه از جمله آن ها روايت انبارى است كه مرحوم مجلسى در بحارالآنوار آن را آورده و روايتى طولآنى است. (4)

البته بسيارى از بزرگان از جمله مرحوم آقا بزرگ تهرانى صاحب الذريعه در داستان انبارى ترديد كرده اند. محمد بن مشهدى درکتاب مزار از امام صادق (ع) نقل مي کند كه فرمود: گويا نزول قائم را با اهل وعيالش در مسجد سهله مي بينم (5)مرحوم مجلسى نيز بابى را به خلفاء واولاد حضرت مهدى (ع)اختصاص داده است. علاوه بر روايات، برخي دعاها نيز كه از ائمه معصومين (ع) صادر شده ويا از ناحيه مقدسه رسيده است، دلالت دارندكه براى حضرت، اهل و عيال و فرزندانى هست. در اين دعاها تعبير ولد, ذريه اهل بيت و آل بيت به كار رفته است. در آخرين فراز از صلواتى كه از ناحيه مقدسه صادرشده چنين مي خوانيم: و صل علي وليک وولات عهده و الائمة من ولد و مدفي اعمارهم و زد في آجالهم(5)

درود بى پايان خود را بر ولي امرت واولياى عهدش وپيشوايان از اولادش نازل فرما وبر عمر واجلشان بيفزا. ودر دعاى كه امام رضا(ع) تعليم فرموده كه در عصر غيبت خوانده شود، چنين آمده است:

اللهم اعطه في نفسه و اهله و ولده و ذريته و امته و جميع رعيته ما تقر به عينه و تسر به نفسه . .. (6)

خدايا به او درباره خودش و اهلش و فرزندانش و امتش و همه رعيتش عطا فرما آنچه را که ديده اش روشن و دلش مسرور گردد(7)

بر اساس داستان طولآنى و معروف انبارى نا م فرزندان حضرت: طاهر، قاسم ,ابراهيم، عبدالرحمن وهاشم است(8)

 

منابع:

  ا. بحار الانوار،ج 52 ص 363.

2. چشم به راه مهدى، ص 352.

3. نجم الثاقب ص 225.

4. بحار الانوار ج 53 ص213.

5.نجم الثاقب ص 225.

6.غيبة طوسي ص 107 بحار الانوار ج 52 ص 22.

7.بحار الانوار ج 95 ص 332

8.سيماي آفتاب حبيب الله طاهري ص 364.

منبع:منتظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 0:11  توسط سید سلمان هاشمی  | 

معجزات حضرت مهدى (ع)

پيشوايان معصوم هرچه به دوران غيبت نزديك مى شوند، معجزات بيشترى از خود نشان مى دهند تا شيعيان با عزمى راسخ و ايمانى استوار، گام در عصر غيبت نهاده و پيروزمندانه دوران غيبت را پشت سر قرار دهند.از اين رو شمار معجزاتى كه از امام هادى و امام عسكرى (ع) صادر شده، قابل مقايسه با شمار معجزات پيشوايان قبلى نبود. به همين دليل در دوران غيبت صغرى، هرچه به غيبت كبرى نزديك تر مى شويم، معجزات بيشترى از ناحيه مقدسه صادر مى شود و به خصوص به صورت خبرهاى غيبى درباره زندگى شخصى افراد، كه در مدتى كوتاه به وقوع پيوسته، اعجاز آن آفتابى مى گردد. معجزاتى كه از ناحيه حضرت در غيبت صغرى به وقوع پيوسته بسيار است.

در برخى روايات، پاره اى معجزات براى حضرت ذكر شده است. اينك به بخشى از معجزات وكرامات حضرت اشاره مى كنيم:

 1. سبزكردن چوب خشک

 2. نرم كردن سنگ سخت

 3. سخن گفتن پرنده به امر حضرت

اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد:حضرت مهدى (ع) در مسير حركت خود به يكى از سادات حسنى كه دوازده هزار رزمنده به همراه دارد، برخورد مى كند. حسنى در مقام احتجاج برمى آيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مى داند. حضرت در پاسخ او مى گويد: من مهدى هستم. حسنى مى پرسد: آيا دليل و نشانه اى دارى تا با تو بيعت كنم؟ حضرت به پرنده اى كه در آسمان در حال پرواز است، اشاره مى كند و آن پرنده فرود مى آيد و در دستان حضرت قرار مى گيرد، آنگاه به قدرت خداوند لب به سخن مى گشايد و بر امامت حضرت مهدى (ع) گواهى مى دهد. براى اطمينان بيشترسيد حسنى، امام (ع) چوب خشكى را به زمين فرو مى برد آن چوب سبز مى شود و شاخ و برگ مى دهد. بار ديگر، پاره سنگى را، از زمين برمى دارد و با يك فشار آن را خردكرده، همانند خمير نرم مى كند. سيد حسنى با ديدن آن كرامات، به حضرت ايمان مى آورد. خود و همه نيروهايش تسليم امام مى شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نيروى خط مقدَم مى گمارد. (1)

4.جوشش آب وآذوقه از زمين :

امام صادق (ع) مى فرمايد: هنگامى كه حضرت قائم (ع) در شهر مكه ظهور مى كند و قصد حركت به كوفه را دارد، به نيروهايش اعلاْم مى كندكه كسي كه آب و غذا و توشه راه با خود بر ندارد. حضرت، سنگ موسى (ع) را همراه دارد 0 هرجا توقف مى كنند سنگ را به زمين مى كوبد و از زمين چشمه هاى آب مى جوشد. هركس گرسنه باشد با نوشيدن آن سير مى گردد و هركس تشنه باشد، سيراب مى شود.(2)

5. طي الارض ونداشتن سايه :

امام رضا(ع) فرمود: هنگامى كه حضرت مهدى (ع) ظهور مى كند، زمين از نور خداوند روشن مى شود و زمين زير پاى مهدى به سرعت حركت مى کند

او با سرعت، مسيرها را مى پيمايد و اوست كه سايه نخواهد داشت. (3)

6. کندي حرکت زمان :

امام باقر(ع) فرمود: وقتى امام زمان (ع) ظهوركند، به سوى كوفه حركت مى كند و در آن جا هفت سال حكومت مى كندكه هر سال آن برابر ده سال از ساليان شماست (4)

7.قدرت تکبير: رسول خدا(ص ) مى فرمايد:...حضرت مهدى (ع) جلوى قسطنطنيه فرود مى آيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد حضرت هفت تكبير مى گويد و ديوارها فرو مي ريزد(5)

8. عبوراز آب :

 امام صادق (ع) مى فرمايد: پدرم فرمود: هنگامى كه حضرت قائم (ع) قيام كند... سپاهيانى را به شهر قسطنطنيه مى فرستد. آن گاه كه به خليج برسند، جمله اى بر روى پاهاى خود مى نويسند و از روى آب مى گذرند. روميان وقتى اين معجزه را مى بينند به يك ديگر مى گويند: وقتى سپاهيان امام اين چنين باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود. از اين رو، درها را به روى آنان مى گشايند. (6)

9. نداي ابر

امام صادق (ع) فرمود: ... حضرت مهدى (ع)در آخرالزمان ظهور مى كند بر سر آن حضرت ابرى در حركت است و هرجا برود، آن ابر نيز مى رود تا حضرت را از تابش خورشيد حفظ كند و با صداى رسا و آشكار، ندا مى دهد، اين مهدى است(7)

براى مطالعه بيشتر در باب معجزات حضرت، مى توانيد به كتاب "نجم الثاقب"باب ششم مراجعه نماييد.

 

 منابع:

  ا. عقدالدرر ص 97,138,139, الشيعة والرجعةج 1 ص 158 به نقل از چشم اندازى به حكلومت مهدى (ع) نجم الدين طبسى ص 88.

2. كافى ج 1، ص 1 23 غيبة نعمانى ص 238 بحارالانوار ج13 ص 85 1 وج 52،ص324.

3. كمال الدين، ص 372 اعلام الورى، ص 408 بحارالانوارج 51 ص 157.

4. ارشاد مفيد، ص 365 بحا رالانوار، ج 52ص377

5. عقدالدرر، ص 180.

6. غيبة نعمانى ص 59 1 بحارالانوار ج 52ص 365 اثبات الهداة، ج 3، ص 573.

7. كشف الغمه ج 3ص 265 بحارالانوار، ج 51 ص 240 ا ثبات الهداة، ج 3 ص 615.

منبع:منتظر

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 0:7  توسط سید سلمان هاشمی  | 

کشته شدن شیطان

همانگونه که در قرآن کریم آمده است، شیطان از سجده بر انسان خودداری کرد (حجر/31) و از درگاه خداوند رانده شد (حجر/34). در این هنگام او از خداوند درخواستی کرد:

 «قالَ رَبِّ فَأنظِرْنی إلی یَومِ یُبْعَثونَ (حجر/36)

  :گفت: پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (و زنده بگذار!)».

 خداوند در پاسخ او:

 

«قالَ فَإنّکَ مِنَ الْمُنْظِرینَ * إلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلومِ (حجر/37و38)

فرمود:تو از مهلت یافتگانی! (امّا نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز و وقت معیّنی.»

 از این تعبیر معلوم می شود در خواست شیطان، اجابت نشده است، و طبق فرموده امامان علیهم السّلام منظور از روز وقت معیّن، وقت ظهور امام قائم (عج) است.

 بنابر این شیطان در این وقت کشته می شود یا می میرد.

 

 در روایات می خوانیم، شخصی در مورد جمله

 « یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلومِ»

 که در آیه مذکور آمده از امام صادق علیه السّلام سؤال کرد، امام علیه السّلام فرمود:

 «وقتی که قائم (عج) ظهور کند و به مسجد کوفه بیاید، در این مسجد، شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید:

 «یا وَیْلَهُ مِنْ هذَا الْیَوْمِ

 : وای از این روز».

 آنگاه امام قائم (عج) موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاکت می رساند، این روز وقت معلوم،  (در آیه مذکور) است. («اثباة الهداة»، ج7، ص101)

 

 بنابر این شیطان کشته می شود، ولی در اینجا این سؤال پیش می آید: پس دیگر مردم آزادی در اراده ندارند و همچون فرشتگان مجبور به اطاعت خدا خواهند بود؟

 

 خیر، آزادی اراده و اختیار از انسانها گرفته نمی شود، منظور از کشتن شیطان این است که ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جور در عصر درخشان حکومت امام عصر (عج) نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حکومت می کند، چنانکه در حدیث دیگری نیز می خوانیم:

 

 «در صحف ادریس پیامبر علیه السّلام آمده: تو ای شیطان! تا زمانی که مقدّر کرده ام که زمین را در آن زمان از کفر و شرک و گناه پاک سازم، مهلت داده خواهی شد، ولی در این زمان (به جای تو ) بندگان خالص و پاکدل و با ایمان روی کار آیند آنها را خلیفه و حاکم زمین می کنم و دینشان را استوار می سازم، که تنها مرا می پرستند و هیچ چیز را شریک من قرار نمی دهند، در آن روز است که تو (شیطان) و همه لشکریانت از پیاده و سواره را نابود می نمایم» («بحار الانوار»، ج 52، ص 384)

 توضیح بیشتر اینکه کشته شدن و نابودی شیطان همانند کشته شدن و نابودی انسان نیست، شیطان مانند بشر جسم ندارد که کشته شود، کشته شدن او در مورد بالا، همان قطع نفوذ او و مرگ حکومت و تزویر او می باشد. («حضرت مهدی (عج)، فروغ ...»، ص 132)

منبع:امام مهدی عجل الله تعالی فرجه 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 0:5  توسط سید سلمان هاشمی  | 

او خواهد آمد

 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 15:20  توسط سید سلمان هاشمی  | 

کلام آن حضرت

 

  نسيم خادم مى گويد: وقتى امام زمان (ع) ده روزه بود به محضرش شرف ياب شدم و در حضورش عطسه كردم. فرمود: يرحمك للهِ خداى تو را بيامرزد، دعاى مخصوص عطسه كننده كه به تسميه العطاس معروف است

 بسيار خوشحال شدم كه امام در حق من چنين فرمود. سپس فرمودند: تو را درباره عطسه مژده دهم آن تا سه روز امان از مرگ است(1)

 

  1.غيبة طوسى، ص139كشف الغمه ج 3 ص 290 بحارا لانوار ج 51، ص 05

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 13:41  توسط سید سلمان هاشمی  | 

حكومت جهانى در عصر فن‏آورى

 

درست است كه حكومت حضرت مهدى، عليه‏ السلام، كل جهان را در برمى‏گيرد ولى هيچ اجبارى براى مردم جهان وجود ندارد. مسأله امكان و قدرت بر انجام معصيت و طاعت محفوظ است و خداوند مى‏خواهد كه اين اصل محفوظ بماند. " اِنِّ السّاعة آتية أكاد اخفيها " برخى چيزها هم در عقايد وجود دارد كه خداوند نمى‏خواهد كاملاً روشن شوند. اهل گناهان و مفسدين در زمان حضرت، صلوات‏ الله‏ عليه، هر چند كم‏ اند ولى مى‏مانند.

مثلاً دجال كه سنّيها در كتابهايشان خيلى بزرگش كرده‏ اند بر اساس منابع مإ ؛ يك ضدانقلاب و ضدحركت براى حضرت از ناحيه يهوديان و نواصب است. در آن زمان اينقدر مسائلى نظير ارتباط با ديگر كرات و آسمانها با معجزاتى كه به دست حضرت ظاهر مى‏شود، روشن مى‏شوند كه كم هستند كسانى كه ايمان نمى‏آورند لذا مسأله قضا و حكومت و تعزيرات خيلى لازم است.

يك بحثى وجود دارد كه جهان به سوى تكامل مى‏رود و دو نقطه تكامل در همه اديان و اسلام مطرح است كه نقطه دوم به نسبت اولى اكمل و كاملتر است.

نقطه اول تكامل ، حكومت امام عصر ، ارواحنافداه، است.

نقطه دوم هم قيامت است كه در قيامت همه حقايق روشن مى‏شود و ديگر كسى قدرت خلاف گفتن را هم ندارد. حتى در آنجا وقتى به او بگويند تو چنين كردى نمى‏تواند بگويد نه و انكار كند. " شهد عليهم سمعهم و أبصارهم " آنجا عالم بتمام حقيقته و بشراشر وجوده عيان شده است و آن تكامل تكامل واقعى است.

تكامل قبل از آن تكاملى اجتماعى و فردى است و در آن حد نمى‏باشد. البته اين بحث منحصر به اسلام نيست محققين از اديان مختلف مى‏گويند. اتفاقاً  كه با بعضى از آقايان مسيحى چه متكلمين آنها و چه فلاسفه‏شان بحث مى‏شود اين حرف را قبول داشتند. مى‏گويند: ما هم اين مطلب را قبول داريم و از انجيل هم شواهدى بر اين مطلب مى‏توان يافت؛ مثلاً در انحيل متى هست كه وقتى مسيح ظهور و قيام مى‏كند و با اوليايى كه همراه او خواهد بود عدالت را برقرار مى‏كند، باطل از بين مى‏رود و حق هم چنين مى‏شود. بعد از آن هم قيامت برپا مى‏شود. اين دو مرحله از تكامل را هم انجيل و هم ديگر كتابهاى اديان مختلف و صاحبان مكتبهاى امروز قبول دارند.

 در اين بحث كلى چند نكته مطرح است: نكته اول اينكه وقتى مى‏فرمايند: " يملأ اللَّه به‏الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً "  آيا معنايش اين است كه ديگر گناه نخواهد بود؟

 اينچنين نيست كه گناه نباشد چون دار، دار تكليف و اختيار است و امتحان و آزمايش از بين نرفته است.

پس به هر دورى ولى‏اى لازم است تا قيامت آزمايش دائم است امتحان هم معنايش اين است كه انسان بتواند گناه بكند. لذا گناه و ظلم هم خواهد بود ولى جريان، جريان عدل است و نظام، نظام عدل. همينطور كه الآن مى‏بينيم فضا، فضاى ستم است؛ يعنى اينطور نيست كه يك نفر در خانه‏اش و در خلوت گناه نكند. مثلاً يك زن و شوهر به هم ظلم نكنند يا دروغ نگويند. معناى " يملأ الأرض قسطاً و عدلاً " اين است كه آن مقدمه مى‏شود براى قيامت.

در قيامت چون تماماً عدل حاكم است و چيز ديگرى كه در آن ظلم و ستم باشد ديده نمى‏شود: " تمّت كلمة ربّك صدقاً و عدلاً " .

منبع:اخبار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 12:12  توسط سید سلمان هاشمی  |